پیدا





درد دل

درخواست حذف اطلاعات

مریمم نمیدونم کجایی چکار میکنی ؟ دفترچه دلمو که تورق میکنم جوانی ای رو میبینم ک لحظه لحظه اش مملو از عطر حضورته. اما تا میام باور کنم بودنتو میبینم ک نیستی کنارم???? به این فکر میکنم تو دو راهی قول شرافتی ک بهت دادم پات وایسم و بهت خیانت کنم جایگزینت یو کنم کدوم عادلانه است دردی عمیق تو انتخابم سینمو فشار میده دل میگه عاشق عشقشو با هیچ چی تاخت نمیزنه عقل میگه وقتی رفت چرا بمونی کاش ی لحظه جام بودی و اشک مامان زهرامو میدیدی ک میگه میخوام تو لباس دامادی ببینمت پسرم نمیدونه ک چقدر درد داره حرفش برام نمیدونه شبی نبود که بهت فکر نکنم نمیدونه خیلی از دردهام بغض شد و وقت ترکیدنم اشک شد و چکه چکه روی بالشت زیر سرم ریخت نمیدونه وقتی تنهای تنها میشم سرمو میفشارم به این چند تکه ابر پوشیده شده از ریز پارچه ای ک شب به شب غم هامو باهاش شریک شدم و دم نزد اعتراضی نکرد و هیچگاه از همدم شدنش برام ازش تشکر ن چقدر بد شدی... چقدر دلت چرکین شد... که حاضر شدی با دگری باشی و ی ک شش ساااااااال هر شب دوستت دارم گفتن هایت وار گوشش را نوازش میداد را فراموش کنی هیچگاه نفرینت ن چرا که دختر حسین کجا و من بی سر و پا کجا؟ تنها کاری ک میتوانم کنم دعای خیر است در حقت ک هر کجا هستی خدا پشت و پناهت عزیزترینه قلبم